تیم ملی والیبال ایران در سومین دیدار خود از هفته سوم لیگ ملت‌های والیبال ۲۰۲۶ با نتیجه ۳ بر صفر مقابل اسلوونی شکست خورد؛ نتیجه‌ای که شاید روی کاغذ یک باخت قاطع به نظر برسد، اما جریان مسابقه چیز دیگری را روایت می‌کرد. شاگردان روبرتو پیاتزا بار دیگر نشان دادند توان رقابت با تیم‌های بزرگ را دارند، اما در لحظات سرنوشت‌ساز، همان ضعف همیشگی یعنی کم‌تجربگی، مانع از رسیدن به پیروزی شد.

ایران این مسابقه را با ترکیب مبین نصری، عرشیا به‌نژاد، محمدرضا حضرت‌پور، علی حاجی‌پور، علی حق‌پرست، محمد ولی‌زاده و نیما باطنی آغاز کرد. تیم ملی در ست نخست بازی کاملاً پایاپایی ارائه داد و تنها با نتیجه ۲۶ بر ۲۴ شکست خورد؛ شکستی که با کمی تجربه بیشتر می‌توانست به یک پیروزی ارزشمند تبدیل شود.

ست دوم اما از همان ابتدا در اختیار اسلوونی بود و ایران نتوانست اختلاف ایجادشده را جبران کند تا این ست با نتیجه ۲۵ بر ۱۷ به سود حریف به پایان برسد.

تلخ‌ترین بخش مسابقه، ست سوم بود. ایران با نمایشی عالی حتی چهار امتیاز از اسلوونی پیش افتاد و همه چیز برای کشیده شدن بازی به ست چهارم آماده بود، اما باز هم در امتیازات حساس، ورق برگشت. اسلوونی با آرامش بیشتری بازی کرد، اختلاف را جبران کرد و در نهایت ست را ۲۷ بر ۲۵ برد تا پرونده مسابقه بسته شود.

مشکل اما فقط این مسابقه نیست. این اتفاق بارها در لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ برای ایران تکرار شده است. اگر نگاهی به یازده مسابقه تیم ملی بیندازیم، به‌جز دیدار مقابل بلغارستان که ایران واقعاً نمایش ضعیفی داشت، در اکثر مسابقات تیم ملی عملکرد قابل قبولی ارائه داده است. ایران مقابل قدرت‌های والیبال جهان جنگیده، بازی را به امتیازات پایانی کشانده و حتی بارها تا آستانه پیروزی پیش رفته است، اما در لحظه‌ای که مسابقه به یک تصمیم درست، یک توپ بدون استرس یا یک امتیاز سرنوشت‌ساز نیاز دارد، کم‌تجربگی خودش را نشان داده است.

شاید بزرگ‌ترین خلأ تیم ملی امروز، نبود یک رهبر واقعی در داخل زمین باشد؛ بازیکنی که در امتیازات حساس مسئولیت را بپذیرد، آرامش را به تیم منتقل کند و الگوی بازیکنان جوان‌تر باشد. ایران استعداد کم ندارد و نسل جدید والیبال کشور بارها توانایی خود را ثابت کرده است، اما تیمی که میانگین سنی پایینی دارد، بیش از هر چیز به یک بازیکن باتجربه و تأثیرگذار نیاز دارد تا در سخت‌ترین لحظات، مسیر تیم را تغییر دهد.

این موضوع البته به معنای نادیده گرفتن عملکرد کادر فنی نیست. روبرتو پیاتزا در مدت کوتاه حضورش، ساختار فنی تیم را بهبود داده و ایران در اکثر مسابقات والیبال باکیفیتی ارائه کرده است. اما حالا سؤال مهم اینجاست؛ تا کی باید هزینه کم‌تجربگی را بدهیم؟ تا چه زمانی قرار است هر بار در امتیازات حساس، بازی از دست ایران خارج شود و حسرت یک پیروزی دیگر بر دل هواداران بماند؟

شکست مقابل اسلوونی شاید از نظر جدول آسیب بزرگی به ایران وارد نکرده باشد، اما بار دیگر همان زخم قدیمی را یادآوری کرد؛ تیم ملی ایران دیگر از نظر فنی فاصله زیادی با تیم‌های بزرگ ندارد، اما برای تبدیل این کیفیت به پیروزی، به تجربه، جسارت در توپ‌های سرنوشت‌ساز و حضور یک رهبر واقعی در زمین نیاز دارد. روزی که این حلقه گمشده پیدا شود، این نسل جوان می‌تواند دوباره ایران را به جمع قدرت‌های والیبال جهان بازگرداند.

دیدگاهتان را بنویسید